هوش تجاری

امروزه به علت پیشرفت و گسترش در هر شاخه از علم و دانش، هر نوع تجارت با رقابت شدید مواجه هست. این پیشرفت و گسترش موجب پیشرفت در انواع مختلف از فن‌آوری‌ها، انتقال تجارت‌ها از محیط محلی به جهانی، بیشتر شدن آگاهی مشتری، انتظارات بالای او از محصولات و خدمات و با کیفیت بودن آنها و عوامل دیگر می شود. امروزه هر سازمان باید فعالیتهای تجارتی خودش را گسترش دهد در غير اين ‌صورت رفته رفته در عرصه رقابت سهم بازار خود را از دست خواهد داد. خواست مشتريان به سرعت در حال تغيير است و اگر سازماني نتواند اين تغييرات را درك نمايد با تهديدات جدي مواجه خواهد شد. بنابراين سازمان براي تداوم حيات خود و همچنين رشد و شكوفايي به دنبال استفاده از دانش جديد و كاربرد‌هاي آن به عنوان مزيت رقابتي هستند. از جمله مفاهيم جديد در عرصه كسب و كار، هوش تجاري است. هوش تجاری به سازمان‌ها کمک می کند تا وضعيت تجارتی گذشته و موجود را، هم به صورت کلی و هم به صورت جزئی بهتر مشاهده کنند تا بتوانند تجارت خودشان را خوب تحلیل نمایند. هوش تجاری امکان و توانایی بهبود کیفیت خدمات را فراهم می کند و می‌توانند برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری را نیز تسهیل نمایند. با کمک هوش تجاری یک سازمان می تواند فعالیت‌ها را خیلی خوب نظارت کند و استراتژی‌هایی برای مقابله با فعالیتهای نامشروع و نادرست تدوین کند. موفقیت هوش تجاری به طور شگرفی به محیط‌های تصمیم‌گیری در سازمان وابسته است. در این محیط‌ها افراد و مدیران با ویژگی‌های خلقی، شخصیتی،‌ بومی، جغرافیایی ‌و…‌‌‌ با نگرش‌های متفاوت در تصمیمات سازمان دخیل هستند و تأثیرات متفاوتی بر آن مي‌گذارند.

عبارت هوش تجاری برای اولین بار توسط هانس پیترلان در سال ۱۹۵۸در مجله شرکت IBM وضع شد. همچنین در اواخر سال‌های ۱۹۸۰ توسط هاروارد دریسنر یکی از کارشناسان گروه تحقیقی گارتنر نیز مورد بررسی قرار گرفت. سیستم‌های اطلاعاتی هوش تجاری شاهد توسعه سریع تقاضا در سیستم‌ها و نرم افزارهایی بودند که تصمیم‌گیری‌های مدیریتی را حمایت می‌کردند. ابزارهای تجزیه و تحلیل اطلاعات جدید، تکنولوژی ذخیره سازی اطلاعات، اطلاعات استخراجی شبکه ای و بسیاری از ابزارها و تکنیک‌ها در بازار به وسیله فروشندگان هوش تجاری در حال رشد است. سازمان‌ها مي بايست انتظارات مشتریان خود را به منظور بقای خود در بازار رقابتی پیش‌رونده تجاری امروز برآورده کنند. با وجود این که بسیاری از سازمان‌ها هوش تجاری را اجرا نمودند، هنوز در تمام پیش‌زمینه‌های هوش تجاری موفق نبوده اند. مجريان و پژوهشگران در مورد علل موفقیت و شکست آن به طور گسترده بحث و گفتگو كرده اند. تحقيقاتي در خصوص قابليت‌هاي هوش تجاري و محيط تصميم‌گيري به عنوان زمينه‌هاي موفقيت هوش تجاري انجام شده است. قابليت‌هاي هوش تجاری به دو گروه تکنولوژیكي و سازماني تقسیم می‌شوند. یافته‌ها نشان می دهد وجود تکنولوژی مناسب برای حمایت از تصمیم‌گیری می تواند به افزایش قابلیت‌های تصمیم‌گیرندگان در یک سازمان کمک نماید. یکی از دلایلی که سازمان‌ها هوش تجاری را به خدمت می‌گیرند حمایت و پشتیبانی آن از سيستم تصميم‌گيري است.  قاطعیت قوانین و مقررات و ثبات در يك کشور و همچنين فرایندهای تجاری در یک سازمان، موجب حمایت هوش تجاری در تصمیم‌گیری های سازمانی می شود. با استفاده از اطلاعات جمع آوری شده هوش تجاری را مي توان گسترش داده و با کمک آن استفاده کنندگان در سازمان می‌توانند تصمیماتی مبتنی بر بهترین داده ها اتخاذ نمایند.

تعاریف هوش تجاری

هوش تجاري عبارت است از فرایند جمع آوری داده‌های در دسترس داخلی و داده‌های مرتبط خارجی و تبدیل آن به اطلاعات مفید جهت پشتیبانی از کاربران تجاری در انجام تصمیم‌گیری‌هایشان. طبق نتایج بدست آمده تصمیمات سطح بالای تجاری با تصمیمات سطح پایین آن تفاوت دارند. تصمیمات بد تجاری که مبتنی بر اطلاعات نا صحیح یا حداقل اطلاعات هستند می‌توانند منجر به میلیون‌ها دلار ضرر در جهان، از دست رفتن سهم اصلی بازار و یا حتی ورشکستگی شوند.

از نگاه هانس پیترلان هوشمندی کسب و کار(هوش تجاری) عبارت است از:

« توانایی فهم روابط متقابل بین واقعیت های موجود به گونه ای که اقدام را به سوی هدفی مطلوب هدایت کند.»

هوارد درسنر (Howard Denser) در سال ۱۹۸۰ عبارت BI را به صورت زیر تعریف کرد:

« واژه ای چتری برای تشریح کردن مفاهیم و روش های بهبود تصمیم گیری کسب وکار به واسطه استفاده از سیستم های پشتیبان مبتنی بر واقعیت»

«هوشمندی کسب وکار یا هوش تجاری یک عبارت چتر گونه است که در ذیل آن معماری ها، ابزارها، پایگاه داده ها، ابزارهای تحلیلی، برنامه های کاربردی و متدلوژی ها با هم ترکیب می شوند».

تعاریف هوش تجاری

  • اکتساب، تفسیر، مقایسه، ارزیابی، و بهره برداری از اطلاعات مرتبط با کسب وکار.

  • استفاده از تکنولوژی جهت جمع آوری و استفاده مؤثراز اطلاعات به منظور بهبود اثر بخشی کسب وکار گفته می شود.

  • قابلیت تولید کنندگان دانش یک شرکت در به کارگیری دانشی خاص جهت پاسخگویی پیش گیرانه به محیط.

  • ترکیبی از محصولات، تکنولوژی و روش ها می باشد که اطلاعات کلیدی جهت بهبود سودآوری وکارایی را در اختیار مدیران قرار می دهد.

  • بُعد وسیعی از کاربردها و تکنولوژی برای جمع آوری داده و دانش جهت تولید و پرس وجو در راستای تحلیل سازمان به منظور اتخاذ تصمیمات تجاری دقیق و هوشمند.

  • مجموعه ای از برنامه های کاربردی و تحلیلی است که به استناد پایگاه های داده عملیاتی و تحلیلی به اخذ و کمک به اخذ تصمیم برای فعالیت های هوشمند تجاری می پردازند.

  • هوش تجاری قابلیت دسترسی تعاملی وگاهی بلادرنگ (Real – Time) به داده ها و مدیریت داده ها را فراهم می کند و به مدیران کسب و کار و تحلیلگران امکان می دهد تا تحلیل های مورد نیاز خود را انجام دهند. بلادرنگ بودن دسترسی به داده ها، به فواصل زمانی به روز رسانی انباره داده ها در سیستم های هوش تجاری بستگی دارد.

  • هوش تجاری یک عبارت اعتباری و یک واقعیت بین الاذهانی است و سازه های مفهومی آن متغیر است و لذا هر کس باید منظور خودش را از به کار بردن این واژه در حد توان توضیح دهد.

تعاریف هوش تجاری از منظر مدیریتی

  • تصحیح و پیاده سازی فرآیند تصمصم گیری مدیران که در آن ها دانشی بر پایه دقیق ترین و جامع ترین اطلاعات واقعی سازمان ها ایجاد می شود.

  • افزایش توانایی مدیر در اعمال تصمیمات استراتژیک

  • استفاده از دانش ایجاد شده برای تصمیم گیری در سطوح مختلف مسائل ساخت یافته، نیمه ساخت یافته و غیر ساخت یافته.

هدف هاي سيستم هاي هوش تجاري

ممکن است سیستم های هوش تجاری، از ديدگاه هاي مختلف مورد تحليل قرار گيرند . سازمانها و تصميم گيرندگان آنها ، می بايستي اجراي سيستم هوش تجاري در سازمان را براساس فلسفه و متدولوژي ويژه سازمان انجام دهند. اين فلسفه و متدولوژي متكي بر اطلاعات و دانش، ارتباطات گسترده ، اشتراك دانش همراه با رويكرد كل نگر و تحليلي براي فرايندهای تجاري سازمان است. فرض شده كه سيستمهاي هوش تجاري ، راه حلهايي هستند كه مسئول فراهم ساختن اطلاعات بوده، موظف به خلق محیطی برای تصمیم گیری اثربخش، تفکر و اقدام استراتژیک در سازمان ها هستند. ارزش سیستم های هوش تجاری در تجارت به طور عمده براين واقعيت دلالت دارد كه چنين سيستم هايي، اطلاعاتي را ارائه مي دهند كه ممكن است به عنوان پايه اي براي ايجاد و تغييرات اساسي در يك شركت خاص به كار روند. از جمله مي توان به برقراري زمينه هاي جديد براي همكاري، كسب مشتريان جديد، شناسايي بازارهاي جديد و ارائه محصولات جديد براي مشتريان اشاره كرد.

نقش سیستم های هوش تجاری در تصمیم گیری

سیستم های هوش تجاری به دلایل مختلف، متفاوت  از سیستم های اطلاعات مدیریت هستند. نخست به خاطر اینکه دامنه موضوعی وسیعی را در بر می گیرند و سپس به خاطر تحلیل های چند متغیری و داده های تا حدی ساختار بندی شده از منابع مختلف و ارائه چند بعدی داده ها.

در سطحي راهبردي، سيستم هاي هوش تجاري، امكان تنظيم دقيق هدف و پيگيري تحقق آنها را فراهم مي سازند. هوش تجاري ، ارائه گزارشهاي مقايسه اي مختلف مانند نتايج حاصل از بررسي هاي تاريخي، سودمندي پيشنهادهاي خاص، اثربخشي مجاري توزيع اطلاعات همراه با شبيه سازي نتايج مربوط به توسعه و پيش بيني آينده بر پايه برخي پيش فرضها را ممكن مي سازد.

در سطحي تاكتيكي، سيستم هاي هوش تجاري، ممكن است پايه اي را براي تصميم گيري منطبق با مديريت بازار مديريت فروش، مديريت مالي، مديريت سرمايه و … به وجود آورند. اين سيستم ها اجازه مي دهند كه شركت نسبت به اقدامات آتي اش خوشبين بوده و عملكرد تكنولوژيكي، مالي و يا سازمانيش را در جهت تحقق هدف هاي راهبردي شركت و اثربخشي بيشتر آن، اصلاح كند.

در سطح عملياتي، سيستم های هوش تجاري براي انجام تحليلهاي موردي و پاسخ به پرسش هاي مرتبط با عمليات مداوم بخش ها، برآوردهاي مالي به روز شده، فروش و همكاري با فروشندگان، مشتريان و … مورد استفاده قرار مي گيرند.